خورده پیوند، بادا مبارک
چون عروسش نمونه ست داماد
دل به او بند،بادا مبارک
زین خجسته عمل،کام احمد،
گشته پرقند،بادا مبارک
دست زهرا به دست علی داد
هر سه خرسند،بادا مبارک
دید در طالع هر دو باشد
چار فرزند، بادا مبارک
شعر حق میرود تاکه گردد
چارده بند، بادا مبارک
دیده ی خسروان قصیده
اینچنین حسن مطلع ندیده
از زمین مدینه به ناگاه
تا به عرش خدا بازشد راه
از جنان پر گشوده ملایک
سوی درگاه پر حشمت و جاه
قدر یک سوزن انداختن هم
جای خالی نباشد به درگاه
جبرییل آمد و متفق شد
سوره ی کوثر و قل هوالله
شیر حق شاد گشت و برآمد
از نهاد سه ابلیس دون آه
فاطمه با علی ایستاده
شاهبانو کنار شهنشاه
حق به کس این جلالت نداده ست
بهترین نسل ازین خانواده ست
دورشان حلقه ی گوهریها
احمدی،فاطمی،حیدریها
ساقی و جام و چشمه مهیاست
پس کجایید ای حیدریها
لیلی و قیس و عذرا و وامق
زین دو آموخته دلبریها
فاطمه فخر زنهاست اما
بهر مردان کند سروریها
غیر احمد به خلق عوالم
مرتضی میکند رهبریها
از خدا،با ولایش گرفتند
هم رسل حکم پیغمبریها
شیعیان غرق بحر سرورند
زانکه روشندل از این دو نورند
فاطمه شکر گوید خدا را
باچنین دلبری گشته دارا
سجده ی شکر آرد علی هم
در بر آورده خیرالنسا را
خواهد از حق که گردد فدایش
بی خبر هست حکم قضا را!
فاطمه هم چنین گفت با حق
از علی زودتر این دعا را
زان سبب خواهش قلب زهرا(س)
شد قبول ایزد کبریا را
ملهم غیبی اش گفت: جانا
گر به سر خواهی آری وفا را،
منتظر باش نه سال دیگر
شو فدای علی پشت این در
برچسب:
نویسنده: ????