

در دانشگاه یک اتاق موکت کردند اسمش شد نماز
خانه .ماه اول فقط مصطفی و تعداد کمی از دانشجویان جرئت داشتند آنجا نماز
بخوانند .همه از کمونیستها هراس داشتند، اما مصطفی روزی چند بار می آمد و
نماز می خواند تا آنها که خجالت می کشند روحیه بگیرند.

برچسب:
نویسنده: ????
تاريخ: سه
شنبه
16 مهر
1392 ساعت: 19:23