آقای کاظم انبارلوئی سردبیر جریده رسالت در قیاسی مع بسیاری فارق گفته است که نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی در دولت جدید مانند نقش مشائی در دولت سابق است. این که جناب کاظم از کجا به این تشابه رسیده است بماند برای تحلیل روان شناختی ذهن ایشان که چگونه وجوه شباهت را یافته است این کار مشاوران قوی بنیه روانی است که این کار را بکنند اما به نظرم کینه حضرات نسبت به آقای هاشمی آن چنان بالا گرفته که از هر فحش و فضیحیت دریغ نمی کنند آنها خود می دانند که نباید چنین قیاسی کنند اما آتش خشم و کینه را چگونه باید فرو نشاند که از قدیم گفته اند وقتی در استدلال در مانند سلسله خصومت می جنبانند.
این روزها دوستانی در کیهان و رسالت و سایر اصولگاهها از کارکرد مطلوب دولت جدید در حوزه سیاست های داخلی و خارجی ناراحتند و چون مستقیما نمی توانند کینه شان نسبت به دولت را علنی کنند به آدم های دیگری که آنها را موثر در امور می دانند می تازند تا دلت بخواهد کینه و حمله به محمد خاتمی باب شده است و تعابیر بسیار بدی در مورد آقای هاشمی به کار می برند. این گنجو در یکی از پست های سابق به این دوستان توصیه کرده بود که چون مشکل انها با رای و صندوق و این حضور مردم است بساط انتخابات را جمع کنند تا این گونه به روان پریشی گرفتار نشوند واقعیت این است که این ها تمام ایران را برای تمام فصول برای خود می خواهند و با این انتخابات هایی هم که هر چند سفت و سخت و استصوابی برگزار می کنند گاهی کلاف کار از دستشان در می رود و اوضاع مثل الانی می شود که کلی آدم اجغ وجغ غیر اصول گرا روی دستشان مانده است و شاید مجبور باشند هشت سال با تمام توان برای ناکارآمد کردن آنها و فشل کردن دولتشان متحمل زحمت شوند. از ملت هم نمی توان توقع داشت که عینا به کاندیدای خاصی رای دهند چون ذات انتخابات تکثر است ولو دونفر باشد یکی از آن دو ممکن است با استانداردهای اصول گرایان کاملا جور در نیاید.
برچسب:
نویسنده: ????