شنیدید که یک مریدی یک مدت گم شده بوده، پیداش که می شه مراد جویای حالش می شه، می گه زنم مریض است.
از اون پس، هر روز شیخ حال زن مرید رو می پرسیده، اما نمی پرسیده که طرف چه مرگشه و این می شه سوال واسه مرید ابله!
بعد از شیخ می پرسه که حکایت چنه؟
شیخ براش توضیح می ده.
کسی اصل حکایت رو دم دست داره که بذاریم، بر و بچ دو خط یاد بگیرن؟
برچسب:
نویسنده: ????